ذوبآهن آماده بازگشت قدرتمند به مدار تولید
اکنون بخش مهمی از زیرساخت فنی کارخانه برای افزایش تولید مهیا شده است؛ بااینحال، استمرار کمبود زغالسنگ، کک و سنگآهن همچنان اجازه نمیدهد ظرفیت صنعتی این مجموعه بهطور کامل به محصول و درآمد تبدیل شود. بررسی صورتهای مالی ششماهه ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که درآمد عملیاتی شرکت در نیمه نخست سال 1405 با رشد 17 درصدی به بیش از 35 هزار و 240 میلیارد تومان رسید؛ اما افزایش 25 درصدی بهای تمامشده، نتیجه این رشد درآمدی را تحتتأثیر قرار داد. با این حال برای قضاوت دقیق درباره وضعیت ذوبآهن، نباید تنها به خروجی حسابداری یک دوره محدود شد. کاهش دسترسی به مواد اولیه، افزایش هزینه زغالسنگ و کک، محدودیت انرژی، مشکلات حملونقل و فعالیت خطوط با ظرفیتی پایینتر از توان اسمی، مستقیماً بر بهای تمامشده و سودآوری شرکت اثر گذاشته است.
*تبدیل محدودیت تولید به فرصتی برای بازآماد فنی
مدیریت ذوبآهن در دورهای که تولید به دلیل محدودیت مواد اولیه تحتفشار قرار داشت، بخشی از ظرفیت اجرایی شرکت را به سمت تعمیرات اساسی، نوسازی تجهیزات و افزایش قابلیت اطمینان خطوط هدایت کرد. یکی از مهمترین اقدامات، آغاز تعمیرات اساسی سطح یک کورهبلند شماره 2 پس از حدود 13 سال بود؛ کورهای که ظرفیت اسمی تولید سالانه یکمیلیون و 400 هزار تن چدن دارد و یکی از مهمترین اجزای زنجیره تولید ذوبآهن محسوب میشود. عملیات این پروژه از تیرماه 1405 آغاز شد و بخش قابلتوجهی از تجهیزات موردنیاز آن با اتکا به توان طراحی، مهندسی و ساخت داخل مجموعه تأمین شد. تعمیرات کورهبلند شماره 2 با هدف افزایش پایداری تولید، بهبود فرایند، ارتقای قابلیت اطمینان تجهیزات و کاهش توقفهای ناخواسته در دستور کار قرار گرفت؛ درحالیکه کورههای شماره یک و سه نیز در جریان اجرای عملیات، به فعالیت خود ادامه دادند. اقدامات فنی شرکت تنها به کورهبلند محدود نماند. تعمیرات اساسی بویلر بازیاب حرارتی و سامانه غبارزدایی کنورتور شماره یک، با وجود حجم بالای عملیات، در 58 روز و زودتر از برنامه 60روزه تکمیل شد. در این پروژه، بخشهایی از پنلهای بالارونده و تجهیزات مرتبط تا ارتفاع 48 متری تعویض شد و در مجموع حدود 210 تن تجهیزات مورد بازسازی یا جایگزینی قرار گرفت. هدف این عملیات، افزایش ایمنی، پایداری تولید، ارتقای عملکرد شبکه بخار و کاهش انتشار آلایندهها بود. همزمان، پروژه تعویض یاتاقانها، کوپلینگ اصلی و چرخدنده اصلی کنورتور شماره 2 نیز در دستور کار قرار گرفت. اهمیت این پروژه از آنجا ناشی میشود که کنورتورهای ذوبآهن بیش از 35 سال سابقه فعالیت دارند و بازآماد تجهیزات سنگین آنها نقشی مستقیم در کاهش توقفات و افزایش آمادگی تولید ایفا میکند. طرح اصلاح کانالها و سامانه مکش کورهبلند شماره 2 نیز با اتکا به توان داخلی و در کمتر از یک ماه اجرا و راهاندازی شد؛ اقدامی که علاوه بر کمک به کنترل غبار، شرایط زیستمحیطی و ایمنی محیط کار را بهبود میدهد.
*تجربه سهدههای در خدمت بازسازی ظرفیت تولید
حضور سید اردشیر افضلی در رأس مدیریت ذوبآهن، از منظر شناخت فنی و سازمانی اهمیت دارد. افضلی پس از سالها خدمت در این مجموعه، با شناختی نزدیک از ساختار تولید، تجهیزات، نیروی انسانی و مشکلات تاریخی شرکت، هدایت ذوبآهن را بر عهده دارد. رویکرد اجرایی ماههای اخیر نشان میدهد مدیریت شرکت تلاش کرده است دوره محدودیت تولید را به فرصتی برای کاهش عقبماندگی تعمیراتی، بهبود آمادهبهکاری تجهیزات و تقویت توان تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر تبدیل کند. تولید آزمایشی فولاد آلیاژی MO40 برای نخستینبار در ذوبآهن، یکی از نشانههای وجود توان مهندسی و ظرفیت توسعه سبد محصولات در این مجموعه است. البته نمیتوان ادعا کرد که تمامی پروژههای فنی ذوبآهن به پایان رسیدهاند؛ برخی عملیات همچنان در حال اجرا یا تکمیل هستند. بااینحال، مجموعه اقدامات انجامشده نشان میدهد بخشهای مهمی از خطوط تولید بازآماد شدهاند و زیرساخت فنی کارخانه برای افزایش تولید، مهیاتر از گذشته است.
*گره اصلی اکنون بیرون از خطوط تولید قرار دارد
با پیشرفت تعمیرات اساسی، مسئله اصلی ذوبآهن بیش از گذشته به تأمین پایدار مواد اولیه بازمیگردد. فناوری تولید این شرکت بر پایه کورهبلند است و برخلاف بسیاری از فولادسازان گازمحور کشور، برای استمرار فعالیت به زغالسنگ ککشو، کک متالورژی و سنگآهن با مشخصات فنی معین نیاز دارد. کمبود کمی و کیفی زغالسنگ داخلی، عملنشدن کامل برخی تأمینکنندگان به برنامههای تولید و دشواری واردات کک و زغالسنگ، موجب شده است مواد اولیه با حجم و کیفیت موردنیاز، بهصورت مستمر در اختیار شرکت قرار نگیرد. مسئولان صنعتی و مدیران ذوبآهن نیز تأکید کردهاند که تأمین پایدار مواد اولیه، شرط اصلی استفاده از ظرفیت تولید این کارخانه است. در چنین شرایطی، پایینبودن تولید الزاماً به معنای ضعف فنی خطوط نیست؛ زیرا حتی آمادهترین تجهیزات نیز بدون خوراک کافی قادر به تولید اقتصادی نخواهند بود. ادامه فعالیت با ظرفیت پایین، هزینههای ثابت را بر حجم کمتری از محصول سرشکن میکند، بهای تمامشده را افزایش میدهد و فشار بیشتری بر جریان نقدینگی و صورتهای مالی شرکت وارد میسازد.
*راهحل ذوبآهن، تأمین مقطعی مواد اولیه نیست
حل مشکل ذوبآهن نیازمند یک تصمیم ساختاری در سطح وزارت صنعت، معدن و تجارت و مجموعه زنجیره معدن و فولاد است. اختصاص سهمیه پایدار سنگآهن و زغالسنگ ککشو، انعقاد قراردادهای بلندمدت با معادن، مشارکت مستقیم شرکت در پروژههای معدنی، تسهیل تأمین ارز برای واردات مواد اولیهای که نمونه داخلی کافی یا مناسب ندارند و ایجاد مسیر مطمئن حملونقل، میتواند این مجموعه را از تأمین روزمره و پرریسک مواد اولیه خارج کند. برخی کارشناسان و نمایندگان مجلس نیز جدایی معادن از ذوبآهن را یکی از عوامل برهمخوردن توازن زنجیره دانسته و پیشنهاد کردهاند شرکت از طریق مالکیت معدنی، مشارکت بلندمدت، قراردادهای تضمینی یا مبادله محصول با مواد اولیه، امنیت خوراک خود را افزایش دهد. پپیگیری مدیریت ذوبآهن و نمایندگان استان برای طرح مستقیم موضوع تأمین مواد اولیه در سطح وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز نشان میدهد مسئله از مرز توان اجرایی یک بنگاه فراتر رفته و به تصمیمی هماهنگ در سطح دولت نیاز دارد.
*زمان بهرهبرداری از ظرفیت بازآمادشده فرا رسیده است
ذوبآهن در ماههای گذشته نشان داده است که از محدودیت تولید صرفاً بهعنوان یک دوره انتظار استفاده نکرده و تلاش کرده با اجرای تعمیرات اساسی، بازسازی تجهیزات و توسعه محصولات جدید، آمادگی فنی خود را افزایش دهد. این اقدامات، زمینه را برای افزایش تولید فراهم کردهاند؛ اما نتیجه اقتصادی آنها زمانی در صورتهای مالی نمایان خواهد شد که مواد اولیه کافی و مستمر در اختیار کارخانه قرار گیرد. اکنون توپ در زمین سیاستگذاران و متولیان زنجیره معدن و فولاد است. کارخانهای با این وسعت، نیروی انسانی متخصص، دانش فنی انباشته و تجهیزات بازآمادشده، نباید به دلیل کمبود خوراک با ظرفیتی پایینتر از توان واقعی خود فعالیت کند. هر روز توقف یا کاهش تولید در ذوبآهن، تنها زیان یک شرکت نیست؛ بلکه به معنای بلااستفادهماندن بخشی از سرمایه صنعتی کشور است. اگر مسیر پایدار تأمین زغالسنگ، کک و سنگآهن برای ذوبآهن فراهم شود، این شرکت میتواند از مرحله بازسازی فنی وارد دوره افزایش تولید، بهبود بهرهوری و ترمیم عملکرد مالی شود. مدیریت و کارکنان مجموعه، بخش مهمی از مسیر آمادهسازی را پیمودهاند؛ اکنون نوبت دولت، وزارت صمت و تأمینکنندگان زنجیره معدن است که گره مواد اولیه را باز کنند.
*تولید محصولات جدید در کشور توسط ذوب آهن
ذوبآهن اصفهان موفق شد برای نخستینبار در ایران چدن سورل و چدن گرانوله را با تکیه بر توان داخلی و دانش فنی متخصصان خود تولید کند؛ دستاوردی که در ادامه مراحل آزمایشی، به توسعه فرآیند تولید و ورود این محصولات به چرخه صنعتی منجر شده است.
چدن سورل، نوعی چدن با کاربرد در تولید چدن داکتیل یا چکشخوار (SG) است که تولید آزمایشی آن در ذوبآهن اصفهان آغاز شد. پس از آن ذوبآهن از مرحله تولید آزمایشی این محصول عبور کرد. با راهاندازی واحد گوگردزدایی، امکان تولید چدن سورل بهصورت مستقیم از پاتیل فراهم شده و محصول تولیدی برای استفاده در کارخانههای قطعهسازی ارسال شده است. این تحول، علاوه بر توسعه سبد محصولات شرکت، میتواند زمینه تأمین بخشی از نیاز صنایع پاییندستی از مسیر تولید داخلی را فراهم کند.
چدن گرانوله نیز محصول دیگری است که ذوبآهن اصفهان تولید آن را در دستور کار قرار داده است. این محصول با ساختاری دانهای و سبک، بهویژه برای استفاده در کورههای قوس الکتریکی طراحی شده و از قابلیت حمل آسانتر و شارژ مناسبتر در فرآیند فولادسازی برخوردار است. تولید اولیه آن در ذوبآهن با استفاده از ظرفیتهای موجود و اصلاح مکانیزم واحد دانهبندی سرباره کوره بلند انجام شد. در مراحل نخست، 50 تا 60 تن از این محصول تولید شده بود و پس از آن، شرکت برنامه توسعه تولید صنعتی آن را دنبال کرد. توسعه تولید این دو محصول را میتوان در چارچوب حرکت ذوبآهن اصفهان به سمت متنوعسازی سبد محصولات و تولید اقلام دارای ارزش افزوده بیشتر ارزیابی کرد. اهمیت این موضوع تنها به معرفی دو محصول جدید محدود نمیشود؛ بلکه بهرهگیری از تجهیزات و ظرفیتهای داخلی، کاهش وابستگی به منابع تأمین خارجی و پاسخگویی به نیاز صنایع مصرفکننده را نیز در بر میگیرد.
0 دیدگاه