مشارکت اجتماعی؛ از اعتماد به مردم آغاز می‌شود

هرگاه از توسعه سخن می‌گوییم، معمولاً نخستین نگاه به سمت دولت و دستگاه‌های اجرایی می‌رود؛ به سیاست‌ها، برنامه‌ها و منابعی که باید برای حل مسائل جامعه به کار گرفته شود. این نگاه البته بخشی از واقعیت است، اما همه آن نیست.
مشارکت اجتماعی؛ از اعتماد به مردم آغاز می‌شود

جامعه‌ای که بخواهد مسیر توسعه را به‌درستی طی کند، نمی‌تواند مردم را تنها در جایگاه دریافت‌کننده خدمات ببیند. چرا که مردم خود بخشی از ظرفیت حل مسئله‌اند و تشکل‌های اجتماعی، سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌های داوطلبانه روشن‌ترین نمود این ظرفیت هستند.

 

تجربه سال‌های فعالیت در حوزه اجتماعی و کار با نوجوان و جوانان به من آموخت که بسیاری از مسائل پیش از آنکه در گزارش‌های رسمی دیده شوند در متن جامعه احساس می‌شوند.

 

یک تشکل محلی، یک گروه داوطلب یا چند جوان دغدغه‌مند که هر روز با مردم زندگی می‌کنند گاهی ابعاد مسئله‌ای را می‌بینند که از پشت میزهای اداری به‌سادگی قابل مشاهده نیست.

 

ارزش تشکل‌های اجتماعی دقیقاً در همین نقطه است؛ در نزدیک بودن به مردم و درک بی‌واسطه‌تر از مسائل آنان.

 

به همین دلیل، یکی از ضرورت‌های امروز مدیریت اجتماعی کشور، بازتعریف رابطه دولت با جامعه مدنی است. تشکل نباید صرفاً مجموعه‌ای باشد که برای اجرای یک برنامه یا دریافت یک حمایت به دستگاه دولتی مراجعه می‌کند. اگر سمن را فقط در چنین جایگاهی ببینیم عملاً مهم‌ترین سرمایه آن یعنی قدرت ابتکار، شبکه اجتماعی، اعتماد مردمی و توان کنشگری‌اش را نادیده گرفته‌ایم؛ چنین نگاه فروکاسته ای به سازمان های مردم نهاد و تقلیل آن به کارپروژه نه تنها منجر به توسعه اجتماعی نمی شود بلکه عملا نهاد مدنی را از هویت تهی می کند.

 

 

 

دولت وظیفه دارد سیاست‌گذاری کند، زمینه را فراهم سازد، موانع را کاهش دهد و از فعالیت سالم و مسئولانه اجتماعی حمایت کند؛ اما قرار نیست جای جامعه تصمیم بگیرد یا همه مسئولیت‌های اجتماعی را خود بر عهده بگیرد.

 

مشارکت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند شنیده می‌شوند به آنها اعتماد می‌شود و حضورشان در فرآیند تصمیم‌سازی و حل مسئله حضوری واقعی است؛ نه صرفاً نمادین و مناسبتی.

 

این نگاه در دولت چهاردهم با جدیت دنبال می شود. جامعه مدنی رقیب دولت نیست. میان دولت توانمند و جامعه مدنی توانمند نیز تعارضی وجود ندارد. برعکس هر اندازه مردم، تشکل‌ها و شبکه‌های اجتماعی مسئولانه‌تر و فعال‌تر باشند امکان حل بسیاری از مسائل با هزینه کمتر، دقت بیشتر و اعتماد عمومی بالاتر فراهم می‌شود.

 

در این میان، محله برای دولت اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

مشارکت اجتماعی اگر بخواهد از سطح سخنرانی‌ها و اسناد سیاستی به زندگی واقعی مردم برسد یکی از بهترین نقاط آغاز آن محله است. محله جایی است که مسئله در آن چهره دارد؛ مردم یکدیگر را می‌شناسند ظرفیت‌های محلی قابل شناسایی‌اند و نتیجه یک اقدام اجتماعی نیز ملموس‌تر دیده می‌شود.

 

در یک محله، جوانان، سمن‌ها، خیرین، خانواده‌ها، نهادهای محلی و دستگاه‌های مسئول می‌توانند برای یک مسئله مشخص کنار یکدیگر قرار گیرند. اینجا دیگر مشارکت یک واژه کلی نیست؛ ممکن است مسئله، محیط زیست، آسیب اجتماعی ، نیاز یک خانواده ، مسئله کودکان و نوجوانان و یا حتی یک دغدغه ساده اما مهم در زندگی روزمره مردم باشد.

 

وقتی مردم در پیدا کردن راه‌حل نقش داشته باشند نسبت به نتیجه نیز احساس تعلق بیشتری می‌کنند. این همان تفاوت میان کاری برای مردم و کاری با مردم است؛ تفاوتی که به نظر من باید در سیاست‌گذاری اجتماعی جدی گرفته شود.

 

 

 

در اداره‌کل مشارکت‌های اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه جوانان نیز تلاش کرده‌ایم نگاه خود را به تشکل‌ها از افزایش صرف تعداد سمن‌ها فراتر ببریم. افزایش کمی تشکل‌ها می‌تواند مثبت باشد، اما به خودی خود نشانه موفقیت نیست.

 

برای ما این پرسش مهم‌تر است که یک تشکل چه مسئله‌ای از جامعه را دنبال می‌کند؟ تا چه اندازه با مردم ارتباط دارد؟ آیا توانسته اعتماد ایجاد کند؟ آیا شبکه‌ای از همراهان و داوطلبان ساخته است؟ و در نهایت، فعالیت آن چه تغییری هرچند کوچک در جامعه ایجاد کرده است؟

 

به همین دلیل، حرکت از تشکل‌داری به سمت تشکل‌محوری و مسئله‌محوری را ضروری می‌دانیم. سمن‌ها باید صاحب ایده باشند، مسئله را طرح کنند پیشنهاد بدهند، نقد کنند و در جایی که ظرفیت آن را دارند بخشی از راه‌حل باشند.

 

در این میان، جوانان داستان متفاوتی دارند.

 

تصمیم سازان در سال‌های گذشته درباره جوانان به عنوان آینده کشور سخن گفته‌اند، در حالی که جوان، فقط آینده نیست؛ در نگاه امروز جوانان بخشی از جامعه امروز هستند و باید همین امروز فرصت نقش‌آفرینی داشته باشد.

 

اگر جوان را صرفاً مخاطب برنامه‌های دولتی بدانیم، بخش مهمی از ظرفیت او را از دست می‌دهیم. جوان باید امکان تجربه کردن، ایده دادن، مسئولیت پذیرفتن، شکست خوردن، دوباره آغاز کردن و ساختن را داشته باشد. فعالیت داوطلبانه و حضور در تشکل‌های اجتماعی یکی از مناسب‌ترین میدان‌ها برای چنین تجربه‌ای است.

 

اعتماد به جوانان و سمن ها در راستای مشارکت در تصمیم سازی ها به عنوان گامی کوچک در افزایش سرمایه اجتماعی جوانان دنبال می شود؛ ما معتقدیم سرمایه اجتماعی از همین تجربه‌های کوچک ساخته می‌شود؛ اعتماد عمومی همیشه با تصمیم‌های بزرگ ساخته نمی‌شود؛ گاهی از همین تجربه‌های کوچک اما واقعی همکاری آغاز می‌شود.

 

تجربه جامعه ایران نیز نشان داده است که چنین ظرفیتی وجود دارد. در حوادث و بحران‌ها، در فعالیت‌های خیریه و داوطلبانه، در حوزه محیط زیست، سلامت، مسائل فرهنگی، آسیب‌های اجتماعی و ده‌ها عرصه دیگر، بارها شاهد بوده‌ایم که مردم و تشکل‌ها در لحظه‌ای که احساس مسئولیت کرده‌اند وارد میدان شده‌اند. نمود این همکاری در دو جنگ تحمیلی اخیر با حضور مسئولانه سازمان های مردم نهاد جوانان و گروههای داوطلب در قالب «شبکه ایران یاران جوان» عینیت یافت.

 

ما معتقدیم برخلاف تصویری که گاهی از جامعه‌ای بی‌تفاوت و کم‌انگیزه ارائه می‌شود هنوز بخش بزرگی از جامعه ما آماده مشارکت هستند؛ به شرط آنکه احساس کنند حضورشان دیده می‌شود، اعتمادشان محترم شمرده می‌شود و تلاششان به نتیجه می‌رسد.

 

طبیعتاً تشکل‌های اجتماعی نیز برای حفظ این اعتماد مسئولیت دارند. شفافیت، پاسخ‌گویی، سلامت عملکرد، استقلال، تخصص و وفاداری به مأموریت اجتماعی، لازمه اعتبار هر سازمان مردم‌نهاد است. نمی‌توان از دولت انتظار اعتماد به جامعه مدنی داشت، اما از مسئولیت جامعه مدنی در قبال مردم سخن نگفت.

 

از همین رو، آینده مشارکت اجتماعی کشور را نه در افزایش بی‌ضابطه تعداد تشکل‌ها، بلکه در شکل‌گیری تشکل‌های معتبر، تخصصی، ریشه‌دار و مسئله‌شناس می‌بینیم؛ تشکل‌هایی که بدانند برای چه به وجود آمده‌اند با چه کسانی سخن می‌گویند و قرار است چه اثری بر جای بگذارند.

 

22مرداد، روز تشکل‌های اجتماعی، بیش از آنکه یک مناسبت تقویمی باشد فرصتی برای یادآوری همین مسئولیت مشترک است؛ مسئولیت دولت برای اعتماد کردن و میدان دادن، مسئولیت تشکل‌ها برای حرفه‌ای‌تر و پاسخ‌گوتر شدن و مسئولیت همه ما برای تقویت روح مشارکت در جامعه.

 

این روز را به دبیران و اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های داوطلب، کنشگران اجتماعی، دبیران و اعضای شبکه ایران یاران جوان و به‌ویژه جوانانی تبریک می‌گویم که بسیاری از آنها بی‌نام و بی‌هیاهو، بخشی از وقت، انرژی و توان خود را صرف بهتر شدن زندگی دیگران می‌کنند.

 

همچنین از همراهی و حمایت معاون محترم امور جوانان و حسن همکاری همه همکارانم در مجموعه معاونت امور جوانان و اداره کل مشارکت ها، مدیران و معاونین استان ها و رؤسای گروه‌ها و کارشناسان مشارکت‌های اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه جوانان که در مسیر حمایت از تشکل‌ها، گسترش فعالیت‌های داوطلبانه و فراهم کردن فرصت بیشتر برای نقش‌آفرینی جوانان تلاش می‌کنند، صمیمانه قدردانی می‌کنم.

 

 

 

باور دارم جامعه زمانی قوی‌تر می‌شود که مردم فقط درباره مسائل آن سخن نگویند بلکه خود را در حل آنها صاحب نقش بدانند.

 

و شاید مهم‌ترین وظیفه ما در مدیریت اجتماعی همین باشد:

 

این نقش را به رسمیت بشناسیم و برای ظهور آن میدان فراهم کنیم.

 

خاطره کلیبری

 

مدیرکل مشارکت‌های اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه جوانان

 

 

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا

آخرین اخبار

اخبار پربازدید

پر بحث ترین

تبلیغات متنی